قشنگی قسمت ماست که ما بهم نمی رسیم

دل گرمی

 

 

ســـرم را شاید بتوانند گـــرم کنند دیگران..

اما .....

وقتی تـــو نیستی هیچ کس نیست دلـــم را گرم کند ....

+ نوشته شده در  93/08/01ساعت 6:20  توسط MONA  | 

یک شبی مجنون نمازش را شکست

 

بی وضو در کوچه لیلا نشست

  
 

عشق آن شب مست مستش کرده بود

 

فارغ از جام الستش کرده بود

  
 

سجده ای زد بر لب درگاه او

 

پُر ز لیلا شد دل پر آه او

  
 

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای؟؟

 

بر صلیب عشق دارم کرده ای..

  
 

جام لیلا را به دستم داده ای

 

وندر این بازی شکستم داده ای

 

نیشتر عشقش به جانم می زنی

 

دردم از لیلاست آنم می زنی.

 

خسته ام زین عشق،دل خونم نکن

 

من که مجنونم تو مجنونم نکن

 

مرد این بازیچه دیگر نیستم

 

این تو و لیلای تو... من نیستم

 

گفت ای دیوانه لیلایت منم

 

در رگ پنهان و پیدایت منم

 
 

سالها با جور لیلا ساختی

 

من کنارت بودم و نشناختی

 

عشق لیلا در دلت انداختم

 

صد قمار عشق یکجا باختم

 

کردمت آواره صحرا نشد

 

گفتم عا قل می شوی اما نشد!

 

سوختم در حسرت یک یا ربت

 

غیر لیلا بر نیامد از لبت

 

روز و شب او را صدا کردی ولی

 

دیدم امشب با منی گفتم بلی

 

مطمئن بودم به من سر می زنی

 

در حریم خانه ام در می زنی

 

درس عشقش بی قرارت کرده بود

 حال این لیلا که خوارت کرده بود
 مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم
+ نوشته شده در  93/06/03ساعت 8:23  توسط MONA  | 

غیبت ...

 

نه!

من

به هیچ عنوان حاضر نمی شوم

از تو دست بردارم

اصلا اگر روزی قرار شد

از دوست داشتنت دست بردارم

برای همیشه  غیبت می کنم ...

غیبت می کنم

+ نوشته شده در  93/06/03ساعت 7:48  توسط MONA  | 

کابوسهای نبودنت

پدر جان

دلم لك زده...

براي يك عاشقانه ي آرام

كه سرم را بگذاري روي سينه ات

و

بگذاري گله كنم

از تمام كابوسهايي شب های نبودنت

+ نوشته شده در  93/05/04ساعت 7:43  توسط MONA  | 

بغض

برایم

 

از بازار ....

 

یک" بغض" خوب بخر !

 

این بغضی که من دارم - هرروز میشکند...

+ نوشته شده در  93/04/18ساعت 8:42  توسط MONA  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  93/04/10ساعت 7:56  توسط MONA  | 

کاش ...

 

گاه گاهی که دلم تنگ و نگاهم ابریست٫

.

کاش میشد که تو را میدیدم.  

 

+ نوشته شده در  93/03/10ساعت 9:46  توسط MONA  | 

نمی دانم ....

نمی دانم این روزها

 تو دیر به دیر یادم می کنی

 

       یا من زود به زود دلتنگت می شوم...!

 

 

+ نوشته شده در  93/02/20ساعت 8:8  توسط MONA  | 

موضوع انشاء:خوشبختی


به نام خدا

خوشبختی یعنی قلب پدرت بتپد.......


پایان

+ نوشته شده در  93/01/29ساعت 13:7  توسط MONA  | 

این اولین عیدیه که نیستی کنارم

***********

این اولین عیدیه که نیستی کنارم

تحویل سال اوله تو رو ندارم

وقتی صدای تو نمیرسه به گوشم

دیگه چه فرقی میکنه که چی بپوشم

نیستی و خاطرات افتاده به جونم 

فکر نکنم تا سال بعد زنده بمونم

یادم نمیره وقت رفتن چی تنت بود

اول قصه مون چه وقت رفتنت بود

دلم واسه هیشکی بجز تو تنگ نمیشه

یه چیزایی یادم میمونه تا همیشه

فکر نکنم بدون تو دووم بیارم

خیلی چیزا رو نمیشه به روم بیارم


بی تو چه فرقی میکنه سال چی باشه

چه فرقی میکنه دلم مال کی باشه

این عکسا پر نمیکنن جاتو برا من

خاطرهات ببین چه کار میکنه با من

نیستی و خاطرات افتاده به جونم

فکر نکنم تا سال بعد زنده بمونم

یادم نمیره وقت رفتن چی تنت بود

اول قصه مون چه وقت رفتنت بود

دلم واسه هیشکی بجز تو تنگ نمیشه

یه چیزایی یادم میمونه تا همیشه

فک نکنم بدون تو دووم بیارم

خیلی چیزا رو نمیشه به روم بیارم

+ نوشته شده در  93/01/13ساعت 22:38  توسط MONA  | 

مطالب قدیمی‌تر